هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
که به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند
دو سه رندند که هُشیارْ دل و سَرمستند
که فَلَک را به یکی عربده در چرخ آرند
سَر دَهانند که تا سَر ندهی سِرّ ندهند
ساقیانند که انگور نمیافشارند
یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ صورت اوست
همچو چشم خوش او خیره کُش و بیمارند
صورتیاند ولی دشمن صورتهایند
در جهانند ولی از دو جهان بیزارند
همچو شیران بِدَرانند و به لب میخندند
دشمن همدگرند و به حقیقتْ یارند
خَرفروشانه یکی با دگری در جنگند
لیک چون وانگری مُتَّفق و یک کارند
همچو خورشیدْ همه روزْ نظر میبخشند
مَثَلِ ماه و ستارهْ همه شب سَیّارند
گر به کفْ خاک بگیرند زَرِ سرخ شود
روزْ گندم دِرَوَند اَر چه به شبْ جو کارند
دلبرانند که دلْ بَر ندهد بی بَرِشان
سَروَرانند که بیرونْ ز سَر و دستارند
شِکَّرانند که در معده نگردند تُرُش
شاکرانند و از آن یارْ چه برخوردارند
مَردُمی کن برو از خدمتشان مَردُم شو
زانکه این مَردُمِ دیگرْ همه مَردُمخوارند
بَس کن و بیش مگو گرچه دهانْ پُر سُخَنَست
زانکه این حرف و دَم و قافیه هم اغیارند
...........
حالا ما سوال کنیم میگویند چون از داروین بدش میآید.دنبال ایراد های پهلوان پنبه ای است.و تئوری خلق را مصغره میکنند
نه آقا ما اپسیلون سواد تکاملی هم نداریم...آمده ایم یاد بگیریم...دریغا که سختگیری ها دوطرفه است.و البته علم محوران خود را از آن مبرا میدانند.وقداستی برای محبوب خود قائلاند که مگو ومپرس
توجیه عملیات جنگی و ربط آن به تکامل تخیل یا بسیار ساده سازانه است یا من نمیفهمم
و هنوز هم متوجه نمیشوم و برایم جا نمیافتد که فاصله ی هزاران کیلومتری تا استرالیا را چگونه در ده ها هزار سال پیش میتوان طی کرد.
من مدعی نیستم . نمیدانم همین
و احتمالا روزی خواهد رسید که این تکامل منحصر به فرد که در آدمی رخ داد د سایر جانوران نیز رخ نماید و چند هزار سال دیگر شاهد مار 1 و خر خردمند و کلاغ خردمند و شاید حتی **من خردمند** هم بشویم.چنین باد
مشکاتیان و مسافران چسبیدند.و کاش همان فیلمنامه خوانده میشد.که از رنگ دیگری بود.و فیلم بعد از آن پخش میشد
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور