برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
مکثی کرد
دردی به وسعت دریا
داغی به شیوه خورشید
فریادی میخواست
به رنگ رنجهای همه تاریخ
وسکوت
سکوت
وسکوت
مهر بر لب زده خون میخورم و...
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
شب سرشار بود از درد از غم از عشق از آیینه
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
خنده پیوند میخورد با باد
گریه با ابر میشود همراه
مانده از آن همه ترانه و شور
آه آواره ای
فقط یک آه
و صدایی که نیست
آری نیست
و خدایی که هست
آری هست
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
آه ای بغض بی نهایت
باران عزادار آسمان است
دریا به سوگ موج نشسته است
آفتاب سیاه پوش عشق است.
شحنه ها شادمان اند
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
...ا سرد است.
سردتر از تمام تاریخ.
سایه ی فریب
سنگین تر از همیشه
وما
در بهت ناتوانی
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
و
تو
از نسیم خدا در سکوت می آیی
و از ترانه ی خاک
در وصل رویش
از معراج اشک
در آغوش خیال
از نسیم
از سکوت
از صبح
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور