به سالگرد رفتنت که میرسم یاد همه ی جفا هایی می افتم که که در حقت روا داشته اند و قضاوت های که در موردت کرده اند و تحقیر هایی و تخفیف هایی که بر تو روا داشتند و نردبانت کردند و نردبان را شکستند و چشمه ی پاک اندیشه ات را گرفتند و مصادره کردند و باز تورا قضاوت کردن که باعث و بانی همه ی بدبختی ها و مصیبت ها بوده ای و نه سواد تاریخی داشته ای و نه سواد اجتماعی و نه دانش دینی و فقط حراف قدری بوده ای که هیچ در انبان نداشته ای واز خوان تو نصیبی برای اهل اندیشه نیست و بسیارند کسانی که بسیار از تو بالاترند و بالاتر بوده اند و تورا یارای نزدیک شدن به ایشان هم نیست و توی التقاطی چپ اندیش ساواک زده را چه به تفکر و روشن بینی و تفکر و انتقاد؟
.........همین سروشمان هم کم کم اندیشه ی تاریخت را هم قبول ندارد و حتی به لوتر ناشناسی ات متهم می کند.دکترای تاریخ داشته باشی و لوتر را نشناسی زهی انصاف زهی قضاوت زهی شریعت وملت زهی طریقت و کیش
برچسب:
نویسنده: باران موسویپور